امام شهیدم
در این روزها چشمانم نمی داند برای کدامیک ببارد
برای امام شهیدم که سال ها نائب امام زمانم بود و در اوج مظلومیت شهید شد. یا برای حسرت خودم که آن طور که شایسته ی او بود از وی تبعیت نکردم و قدر او را ندانستم و الان فقط افسوس و آه آن برای من مانده.
یا برای امام جدیم اشک بریزم که درد مجروحیت او با شهادت اعضای خوانده اش عجین شده و حال باید وظیفه سنگین رهبری امت اسلامی را بدوش بکشد و قوی باشد. یا برای ملتم گریه کنم که هم از ظهور امام معصوم خود محروم هستند و هم از ظهور نائب او، دلم بی تاب آن است که پشت سر او نماز بگذارم بار الهی روند بهبودی امام سید مجتبی مد ظله العالی را تسریع فرما زیرا دل ما تاب سه فراغ ندارد. به ما رحم فرما. فراغ غیبت کبری توام با شهادت امام شهیدمان و اکنون زخمی بودن امام خامنه ای
یا برای دخترکان دبستان شجره طیبه میناب گریه کنم. از آن روز هر دانش آموز دختر دبستانی که با لباس فرم می بینم دلم خون می شود دوست دارم او را در آغوش بگیرم و به اندازه ی خون ریخته شده ی آنان اشک بریزم اما به خود نهیب میزنم که نه نزدیکش نشو شاید که او مضطرب شود و از دور فقط به او لبخند بزن.
یا برای سرداران رشید نظامی کشورم اشک بریزم که سالها سال جهاد کردند و با رشادت شهید شدند.
یا برای کادر سلامت کشورم اشک بریزم که در بیمارستانها در حین خدمت شهید شدند.
یا برای هموطنان بی گناهم که زیر موشک تکه تکه شدند.
برای کدامیک اشک بریزم
معصومه ورمزیار