جنگ نامرد است
جنگ نامرد است
یارحمٰن..
صدای جنگنده ها می آید و شیشه ها میلرزد…
دارم به مادربزرگی فکر میکنم که راه رفتنِ عادی هم برایش سخت شده..
سناریوهای مختلف را مدام در ذهنم میچینم که اگر انفجار نزدیک بود از کدام مسیر و چه طور او را از خانه خارج کنم…
جنگ نامرد است به مراتب بیشتر از آنچه که فکر میکنیم!
خوابش عمیق شده،با خودم کلنجار میروم که صدایش کنم یا نه..میترسم با صدای انفجار از خواب بپرد و شوکه شود!
ناگهان صدای انفجاری از دور می آید…
جنگ نامرد است به مراتب بیشتر از آنچه که فکر میکنیم!
به مادر زنگ میزنم، میگوید قوی باش! نامسلمانها کارشان را کردند و رفتند 😞
تلفن قطع میشود،صدای جنگنده ها هم به دنبالش…
مادر، درست میگفت! کارشان که تمام شد رفتند
آسمان هم که انگار دلش از حضور این مهمان های ناخوانده پر شده باشد به محض رفتنشان بغض فروخورده اش را فریاد میکشد…
چه غریبانه میبارد…
حتما او هم دارد به سقفی فکر میکند که آن نامسلمانها روی سر عزیزانِ ما خراب کردند و رفتند…
به امیدهایی که برای همیشه در زیر آوار دفن شد
به صداهایی که در هیاهوی انفجارها تا ابد خاموش شد..
آری جنگ نامرد است به مراتب بیشتر از آنچه که فکر میکنیم!
-زهره لرنی