خانهی ابدی
خانهی ابدی
تکههای چوب را پس زدم. بارها در فضای مرطوب، بوی آنها را استشمام کردهام. از ریشه جدا شدهاند،تغییر کردهاند، دوباره بوی زندگی میدهند. تضاد جالب این ماجرا، زندگی پس از زندگی است. با دست من، آخرین محل قرار گرفتن، جسمهای شریفی ساخته میشود که همیشه زندهاند.
از دهم رمضان، سفارش زیاد شده است. در اندازههای مختلف، برای افراد مختلف. چوبها را بدون وضو، به هم وصل نکردهام.
دلم میلرزد،هنگامی که تابوتها، کوچکاند. با خود میگویم مگر خواب میبینم. دنیا چه بیوفاست. سالها تجربه یکطرف، این تجربهی تلخ یکطرف. تابوت نوزادان و کودکانی که جز، لطافت و پاکی چیزی در این دنیا نداشتهاند. به یاد این حرف پدربزرگ افتادم که میگفت : << گاهی دستی کوچک، کوهی را جابهجا میکند>>. حالا سرداران و فداییان این قیام، طفلان پاک سرزمین ایران هستند.
-آرزو مانعی
