در انتظار وصال
در انتظار وصال
حسرت نشستن بر آن فرشهای حسینیه امام خمینی و دیدن روی ماه شما برای همیشه بر دلم ماند. چقدر دلم میخواست برای یک بار هم که شده، صورت نورانی و چون ماهت را از نزدیک ببینم. زمان چقدر سریع گذشت و حالا دریغ، دیر شده است!
این شبها، در خیابانها با مشتهای گرهکردهام اشک ریختهام و فریاد زدهام و لعن کردهام بر دشمنانت. یتیم شدم و دلتنگیام را نمیتوانم پنهان کنم. با اینکه به رحمت و حکمت خدا و ائمه اطهار و نایب برحق شما، فرزند برومندتان امام سیدمجتبی امیدوارم، اما دیگر مثل سابق نیستم. این غم عمیق و دلشکسته ناشی از نبود شما وصفناپذیر است.
رهبر شهیدم، قول میدهم راهت را ادامه دهم و منتقم خون شما و دیگر شهدا باشم. برای دل بیقرارم دعا کن؛ دعا کن تا آنچه باید، بشود. دعا کن که عاقبت به خیر شوم و با شهادت در راه حق، به آرزویم برسم. در این دنیا که سعادت دیدارت نصیبم نشد، امیدوارم به زودی با شهادت و در بهشت به وصال تو برسم.
روحت در آسمانها شاد
-سمیه اکبرزاده