درهم نویسی سیاسی
درهم نویسی سیاسی
از این صفحه به آن صفحه، تفال و تورق میزنم. در هیاهوی نزاع، اینسو و آنسوی جهان در کشمکش هستند. مخاطب عزیز یکوقت کشمش نخوانی کلام ما را و ایراد گرفته و جملهی این حقیر دست و پا شکستهنویس را عودت نزنی. در این بلبشو، منطق سیری چند!؟
تا دیروز، ملت قیمت طلا و سکه را چرتکه میانداختند، این وسط بارفیکسی میزدند تا جو قرمز تجارت(بورس و بازار جهانی)، سبز شود. حالا کارشان شده که یک سمتِ طناب تحلیل بازارهای جهانی را کشیده و به همراه آن قند در دل بسابند و بازگو کنند. با زورِ زورخانهی پهلوانی سخن خود را بر سکوی پیروزی بنشانند، یا به رسم امروزیها مذاکرات راه بیندازند. ترازوی گرانقدر قضاوت این روزها شده، حرف و عمل که مساوی است با توییت یا همان کوتاهنوشتهای آنطرف آب، که شاید مانند آن شیخ دوران قبل ما، تازه جمعه از خواب بیدار شده باشد.
دروغ که پدر ومادر ندارد. حال، بگویند و ببافند و بدوزند و گاهی تنگ شود مانند تنگهی هرمز بر قدو قامتشان و به جلوهی کبکبه و دبدبه آنها نخواهد نِشست. طبیب به آن مو زرد گفته که هر 8ساعت یک کپسول پر از دروغ شاخدار، را بالا بیندازد و برای قورت دادنش، آب شنگولی خالص از بازار نفت جهانی سر بکشد تا حناق بلایش پرشود. او در این میان، مدهوش و افسار گسیخته، خوابهای بی تعبیرش را برای جهان، دیکته کند. اگر خِجلت واژهای بود برای ترسیم او، بی شک لال میماند. فهم این ماجرای سریالی قُمپز دَرکردن میخواهد که اهلش فقط میداند و میتواند. عزیزانم، میان گیس و گیسکشی تحلیل و رجز و تهدید، کمی هیس باشید تا فقط دانایان سخن به زبان آورند. نجواهای بی امان تکراری همه، بند دل ملتِ مبعوث شده را پاره کرده است. چه انتظاری است از مردکی که از جزیرهی آدمخوارها آمده است.
به او میگویند، doctored (تصویر دست کاری شده) او با سواد تهکشیدهاش این را برداشت کرده که تو دکتر هستی! حال به تیپ و تاپ هم بزنید و صورت سرخ کنید و فشار نمکیتان را بالا ببرید. از ما گفتن بود که آرام باشید، سیاست است دیگر.
-آرزو مانعی
