دلگرمی
01 اردیبهشت 1405 توسط پاییزنوشت
دلگرمی
صدای جنگنده که خانه را میلرزاند، پسرم میدوید کنار پنجره. مسیر رفت و آمد جنگنده دشمن را حدس میزد. مختصات جغرافیایی را حساب میکرد:« مامان به نظرت از کجا اومد؟اگه این طرف شمال باشه، مقابلش میشه جنوب…»
مدام حرف میزد و بعد مختصاتی که حساب کرده بود را در پیام رسانهای داخلی به وزارت اطلاعات میفرستاد.
امروز پیام رسان را که باز کردم متوجه یک پیام در پیوی شدم. باز که کردم خندهام گرفت. پسرم به وزارت اطلاعات پیام داده بود:«الان یه جنگنده از آسمان شهر ما رد شد. پدافند هم نزدش. لطفاً رسیدگی کنید.»
ادمین هم پاسخ داده بود:«ممنون از همراهیتون.»
چه قدر خوب است که بچهها هم در جنگ احساس مسئولیت میکنند و به نیروی مسلح کشورمان اعتماد دارند و چقدر تشکر ادمین وزارت اطلاعات برای پسرم باعث دلگرمی بود. خدا پشت و پناه همه سربازان وطن
-خانی