روایت کوتاه
15 اردیبهشت 1405 توسط پاییزنوشت
روایت کوتاه از وضعیت گروه های مجازی بعداز شنیدن صدای انفجار:
-صدا اومد؟ 😐
-اِه کجا بود؟ 😶
-فلان محل بود
-نه میگن که فلان جا بود؟🤨
-نه خودم آمار گرفتم فامیلامون اونجان فلان محل بود تازه میگن مکان خاصی بود 😊
-آره میگن ایقد خسارت دید
_بچه ها تو گروه چیزی نگید اینجوری گرا به دشمن می دیم 😐😐
_راست میگه بچه ها الان آمار میاد دستش چکار کرده دیگه ادامه ندیم
-چی میگین الان تو همه گروه ها پخش شده ☹️
-اصلا تو چی می گی این وسط خبرگزاری ها هم کارش کردن 😒
ـ آره بابا مگه نمی دونین اینا که زدن دیگه گفتن ما چه فایده ای براشون داره؟
-باشه قبول بیخیال یعنی تا شما نخبهها و متخصصین رو داریم دیگه چه نیازی به نفوذی داریم 😊👌👌
✍ زهرا خدری