سلام آقاجان
17 اردیبهشت 1405 توسط پاییزنوشت
بنازم این غیور را، که لحظهی شهادتش.
نه خارج از دیار خود، نه در پناهگاه بود.
شاعر:علیسلیمیان
سلام آقاجان؛لحظه دلتنگیتان دَمی رها نمیکند مرا. همه شبها و روزهایی که با حضور شما سپری میشد را، به یاد میآورم و همه روزها وشبهایی که نیستید، آه؛ چقدر سنگین و تلخ طی میشود. آهی از ته دل میکشم نمیتوانم بغضم را فرو برم. شروع به گریه میکنم، آرام روضه می خوانم و گریه میکنم، آرزوی دیدنتان را داشتم، دیدار به قیامت شد، قلبم فشرده میشود از این غم. سرو سربلند التماس دعا.
مهتاب قاسمی سورچه بالایی
