علاج
علاج
علاج چیست؟
علاج این است که یک ملت در درون خود تلاشی بکند و کاری بکند که ضربه دشمن که حتمی است، اثر نگذارد یا کم اثر بگذارد؛ علاج این است.
(کتاب هندسه نبرد (نسخه الکترونیکی)- صفحه 17)
داشتم فکر میکردم چه کلمه خوبی که در جایگاه خوبتری به کار رفته است. این هنرِ زیبا و عالمانه رهبر شهید بود.
علاج زمانی به کار برده میشود که فرد بخواهد مشکلی را مرتفع یا بیماریای را درمان کند. مانند کاری که طبیب انجام میدهد. از این رو عملِ طبابت را معالجه میگویند.
همچنین علاج، تنها به اعمال پزشکی و درمان جسمی اختصاص ندارد، بلکه هر نوع معالجهای مانند معالجه روحی را نیز شامل میشود.
دشمن مستکبر و قدار، چون غدهی سرطانی است که از یک سلول کوچک در بدن شروع میشود و با طی مسیری آهسته و پیوسته، کم کم رشد میکند.
زمانی که به حد کافی رشد کرد تا زورش به مدافعین بدن بچربد، آنگاه است که جسم را از پای درمیآورد.
این سلولِ سرطانی همیشه چیزی نیست که از بیرون به درون نفوذ کند، بلکه ریشه بسیاری از آنها کاملا درونی است. در بیشتر اوقات غدههای سرطانی، همان سلولهای زائد بدن هستند که در مسیر حذف و پاکسازی درستی قرار نگرفتهاند.
دلایل بسیاری برای این عدم پاکسازی وجود دارد. ایمانهای نصفه و نیمه که تنها در ظاهر بوده و به دل راهی نیافته، شکها و وسوسههای شیطانی که دشمن قسم خورده مومنان است.
حتی عبادات دست و پاشکستهای که دلمان را به انجامشان از سر عادت خوش کردهایم.
و بسیاری امور دیگر که مسیر پاکسازی و غربال ماست ولی همیشه در آن لنگ زده و نسبت به آنان بیتوجهایم.
اولین سلول زائد شک و وسوسه که در مغز ما راه یابد، کم کم ریشه میدواند و رشد میکند. اگر اهل معرفت و پاکسازی به موقع باشیم، که نشانههای درد را همان ابتدا میفهمیم و علاج میکنیم.
اما اگر اهل غفلت باشیم، وا اسفا به حالمان خواهد شد. باید زیر تیغ جراح برویم و با دردی عظیم آن غده را خارج کنیم. آن هم اگر خوش شانس بوده و قبل از آخرین فرصت متوجه درد واقعی شویم.
علاج کنیم پیش از آنکه دشمن کاری کند.
علاج کنیم که اگر دشمن کاری کرد، کارش اثر نداشته باشد یا کم اثر باشد.
علاج کنیم که راه رستگاری تنها در علاج است.
به قول شاعر:
مردم علاج در وطن است
دنیا فقط لب و دهن است
(شاعر: آقای کاظم بهمنی- خواننده: آقای محسن چاوشی)
غریب السلطنه
