خطرناکتر از بمب اتم
خطرناکتر از بمب اتم
امروز موثرترین سلاح بین المللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛ سلاح ارتباطات رسانهای است. امروز این قویترین سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناکتر است.
(کتاب هندسه نبرد (نسخه الکترونیک)- صفحه 21)
حالم از تمام جستجوها با کلیدواژههای: بمب، بمب اتم، سلاح خطرناک، بزرگترین بمبارانهای تاریخ و … بهم میخورد. بوی تعفنِ طمع، قدرت طلبی و انزوای روح بشری، از میانِ کلمات به راحتی قابل استشمام است. آنقدر این بو تند و تیز است که مجبور میشوم بعد از نیم نگاهی سریع، تمام صفحات را ببندم و بیخیال آمار و اسامی شوم.
البته شاید چندان فرقی هم نکند. مثلا با عاملین کشتار عظیم و قتل عام در هیروشیما و ناکازاکی چه کردند؟
تنها چیزی که در پاسخ این سوال در ذهنم نقش میبندد، تصویر نخست وزیر ژاپن در سفر اخیرش به کاخ سفید است. در حالی که دارد به محل دفن خلبانی که آن بمبها را بر سر ملتش ریخت، ادای احترام میکند.
بمبارانی که هنوز یک قرن هم از آن نگذشته است.
شاید جالب باشد که بدانید: هدف آمریکا از به کارگیری آن بمبها، صرفا آزمایش آنها در مقیاس و میدان واقعی بود تا نتایج را ببیند، نه تسلیم ژاپن در جنگ.
اما امروزه اکثریت در این مورد چه فکری میکنند؟ بله، تسلیم ژاپن در جنگ و جلوگیری از خونریزی بیشتر میسر نمیشد، مگر با آن بمباران.
این سلاحِ تبلیغات است. این همان بمبِ اتمی است که رهبر شهید از آن سخن میگفت. سلاحی که به سادگی میتواند جای مظلوم و ظالم را در تاریخ عوض کند.
سلاحی که میتواند حق را ناحق کرده و به خورد من و شما بدهد و ناحق را بزک کرده و چون قرآن، بر سر نیزهها کند.
این سلاح همانی است که با آن نزدیک به نیم قرن، خون من و شما را در شیشه کردهاند تا چشم بر داشتهها، استعدادها، پیشرفتها و خوبیهایمان ببندیم و فقط تلخیها و کمبودها را ببینیم.
تا تاریخ و تمدن و هویت پربارمان را به دست فراموشی سپاریم و به مترسکِ تو خالی وارداتی آنها دلخوش شویم.
سلاحی قوی و یگانه که من و شما کمترین بهره را از آن بردهایم و بیشترین ضرر را از سویش متحمل شدهایم. که علتش هم به سوادِ کمِ رسانهای ما و عدم کار بر روی آن باز میگردد.
البته باید روزی هزار مرتبه شکر خدای را به جای آوریم که روزی رهبری فرزانه بود تا این سخنان را برای ما به یادگار گذارد، تا زمانی که بالاخره از خوابِ شیرینِ خرگوشی خود بیدار شویم. چشمهایمان را به روی حقایق باز کنیم و کمر همت ببندیم.
هنوز هم برای استفاده از این سلاح دیر نیست.
پ.ن:
اگر فیلم اوپنهایمر رو ندیدین، توصیه میکنم ببینین. (اگر زبانتون خوبه، زبان اصلی ببینین)
با دقت هم ببینین، با دید یک کسی که هر لحظه فیلم قراره براش یه نشانه باشه، مثل شکل امواجی که قطرات باران روی سطح آب دریاچه ایجاد میکنن (مثل حالتی که بمب اتم ایجاد میکنه)
وقتی دیدین، صرفا کل توجهتون معطوف به اوپنهایمر نباشه. همه تنفرتون از اون نباشه. اونهایی که میخواستن، اونهایی که فکر رو بهش دادن و شروع کننده داستان بودن رو هم ببینین.
معمولا توی تاریخ اسم سازنده همیشه در ذهنها میمونه، درحالی که هر کسی ممکنه سازنده باشه، ولی منشا، انگیزه و علت ساخت، به نظرم خیلی مهم ترن.
غریب السلطنه



