شهادت در آستانهی قدر
شهادت در آستانهی قدر
🔷 جهان، صحنهای از تقارن رویدادهاست؛ حوادث در بستر زمان تولد مییابند و در آغوش لحظهها معنا میگیرند. انسانِ جویای معنا، اگر چشم بر این تقارنها گشاید، در ورای آن تدبیر و حکمتی را مییابد که از عالم ظاهر فراتر است. در این میان، تقارنِ شهادت رهبر فرزانه انقلاب، امام خامنهای شهید، با شبهای قدر و ایام شهادت مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، از نشانههای الهی است که دلهای اهل اشارت را به تأملی عمیق فرا میخواند؛ تأملی در پیوند میان قدر، ولایت و سرّ هدایت در عالم.
🔷 شبهای شهادت امیر مؤمنان علیهالسلام، همان شبهای محتمل قدرند؛ شبهایی که در آن تقدیرها نوشته میشود و سرنوشتها رقم میخورد. در روایت، از حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها به عنوان حقیقت شب قدر یاد شده است؛ یعنی شناخت آن بانوی مقدس، راهی است به شناخت حقیقت شب قدر. این تعبیر، پرده از پیوندی لطیف میان معرفت فاطمی و فهم راز تقدیر برمیدارد. کفویت و یگانگی وجودی میان حضرت مولا و صدیقه کبری سلام الله علیهما، که هر دو از شعاع یک نورند، بر این راز میافزاید: هر جا شب قدر است، پرتوی از نور فاطمی تابیده، و هر جا نور علی است، حقایق قدر آشکار میگردد.
🔷 اهل دل دانستهاند که توسل به سرّ فاطمی در گشایش امور و رفع تنگناها، از مجربترین توسلات است؛ چنانکه سردار عارف شهید حاج قاسم سلیمانی، در سختترین لحظاتِ جهاد، از آن حضرت به عنوان پناهگاهِ روح مجاهدین یاد کرده است:
«ما هر وقت در سختیهای جنگ فشارها بر ما حادث میشد، وقتی بهصورت بسیار مضطری هیچکاری ازمان برنمیآمد، پناهگاهی جز حضرت زهرا سلاماللهعلیها نداشتیم و پناهگاهمان حضرت زهرا سلاماللهعلیها بود.»
🔷 اکنون که شبهای قدر انقلاب، با شب قدر عالم تلاقی یافته و تقارن شهادت پیر فرزانهمان با ایام ضربت خوردن مولای موحدان بر تارک زمان نقش بسته است؛ شایسته است این شبها را با توسلی عمیقتر و دلی شکستهتر سپری کنیم و توجه خویش را به خورشید حقیقت، حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها، معطوف سازیم. از او بخواهیم که ظهور فرزندش را نزدیک گرداند و ملت مؤمن ایران را در برابر طغیان یهود و استکبار، به فتح و پیروزی رهنمون شود. چراکه توسل به آن بانوی عرشی، سلاح رازآلود شیعه است؛ سلاحی که در دل شب، پرده از آینده روشن عالم برمیدارد.
🔷 در همین افق معرفت، روایت شریف نبوی معنا مییابد که فرمود:
«علی معرفتها دارت القرون الأولی» (بحارالأنوار، ج 43، ص 105)؛
«بر اساسِ معرفت حضرت زهرا سلاماللهعلیها، ادوار نخستین برپا شد.» یعنی حقیقت وجودی او نه فقط در عالم ملکوت، که در بنیان هستیِ پیشین جاری است؛ اصل و محورِ دوام خلقت بر مدار معرفت زهراست. از آغاز آفرینش، جایگاهی ویژه برای این چهرهی الهی رقم خورده است؛ گویی نظام آفرینش، بر پردهی لطیف وجود او نقش بسته است.
🔷 پس شناخت فاطمه، شناخت شب قدر است و شب قدرِ حقیقی موهبتی است برای آنان که از سرِ اخلاص و ادب، دل را در برابر مقام آن بانوی ملکوتی فرود میآورند؛ چراکه در عالم معنا، فاطمه، قدرِ هستی است و شناخت او، وصول به سرّ تقدیر الهی.
-سیده رباب سیدکاظمی

