آقای مجاهدت
آقای مجاهدت
ما آدمها گاهی همه چیز را وصل میکنیم به ظاهر و خودمان را عقل کل میدانیم و هی درباره کار و فعل آدمها نظر میدهیم و چرا و چگونه بودن را به رخ میکشیم. در این دنیای پر رنگ و لعاب و گاهی آشوب و سیاست، همه را با حب و بغض جناحی نگاه میکنیم و غافلیم از اینکه پشت ظاهر شق و رق توی تلویزیون آدمها ممکن است شخصیتی باشد آگاه به خیلی مسائل که نمیدانیم و درک نمیکنیم. مگر میشود خدا شهادت را الکی کادو پیچ کند و در دست کسی بگذارد. اما گاهی لازم است برای اینکه بدانیم معیار خدا با معیار ما آدمهای عادی متفاوت است تاوان سختی بدهیم. حالا ما ماندهایم، فارغ از تمام جناحهای سیاسی با شهادت شخصیتی که خلا وجودش برای انقلاب را معلوم نیست چگونه قرار است پر کنیم. گرچه بارها گفتهاند و شنیدهایم که انقلاب قائم به شخص نبوده و نیست اما پر کردن خلا مردانی چون شما کار دست هر روزگاری نیست.
درست است شهادت برای شما چون لبخند شیرین اول صبحِ دیدن گل سرخ باغچه است اما ما جای خالیتان را همین الان وسط تمام تلاشهایتان و مجاهدتهایتان برای انقلاب حس میکنیم.زیاد نمیشناختیمتان اما همین زمان، وسط جنگ و آشوب و از دست دادن رهبر شهیدمان صحبتهای مقتدرانه شما وقتی گفتید:« قلب ما را سوزاندند قلبشان را میسوزانیم» آب خنکی بود بر آتش دلمان. هی به به و چه چه کردیم که آفرین این است مرد انقلاب که چنین با ابهت مینشیند و بدون ترس سخن میگوید. شما عاقبت بخیریتان را با این جمله مهر تایید زدید: «إنی لا أری الموت إلا سعادةً و لا الحیاةَ مع الظالمین إلا برماً»
شهادتتان مبارک.
-پرنیا
