افتخار
09 اردیبهشت 1405 توسط پاییزنوشت
شب از نیمه گذشته بود، یه مسیر طولانی رو همراه با جمعیت شعار داده بود، تا به میدان مادر رسید.
سیل جمعیت آنقدر زیاد بود که فکر میکرد الان است که میانشان غرق شود.
از دیدن جمعیت و شعار هایشان به وجد آمده بود، غروری سرشار از افتخار در بدنش میجوشید.
باز هم پرچمش را بالا گرفت و بلند فریاد زد:
مرگ بر آمریکا
مرگ براسرائیل
فاطمه امینی نسب
