به یاد آقا
آقامون رفت، ولی توصیههاشون باقیه…
دلِ آشوب، سخت آروم میشه، اما میشه با عمل طبق علایق و سفارشای محبوبت، به مسیر دلخواه او هدایتش کنی. این روزا به یاد آقا، باز مطالعه رو شروع کردم. کتاب تب ناتمام به قلمِ زهرا حسینی مهرآبادی، خاطرات مادر جانباز شهید حسین دخانچی. آقامون برای کتابش تقریظ نوشته.🥺دیروز مطالعه کتاب تب ناتمام به پایان رسید. حدود صد صفحه اولش رو تو دو روز خونده بودم و دیروز حدود 200 صفحه باقی موندهشو یه جا خوندم. خاطره بمباران قم، زمان صدام حسین تو دهه شصت، منو یاد حوادث الان انداخت. خوندن این کتاب تلنگرای زیادی داره، یکیش اینه که تا سالمی قدر سلامتت رو بدون. بیماری بیخبر میاد و غافلگیرت میکنه. اونوقت حسرت لحظه لحظههایی رو میخوری که میتونستی به طلا تبدیلشون کنی و توشه آخرت بسازی و سوزوندیشون.برای ارتقای معنوی این شهید بزرگوار و اقوام شهیدشون و رفتگانشون صلواتی هدیه بدیم:
اللهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم
-محدثه هلی
