طنین باقی
طنین باقی
در ایام فاطمیه، در حالی که فضا آکنده از عطر سوگ و اندوه بود، سفری همراه با دوستانم به تهران داشتم که تجربهای فراموشنشدنی را رقم زد. بازدید از موزهی عبرت، زیارت مرقد مطهر حضرت امام خمینی (ره) و حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از جمله برنامههای اصلی این اردو بود. بعدازظهر همان روز، در هوایی گرم و دلانگیز، عازم بیت رهبری شدیم. با عبور از گیتهای بازرسی، به فضای وسیع حسینیه امام خمینی (ره) وارد شدیم. هرچه به زمان حضور رهبر عزیز نزدیکتر میشدیم، جمعیت انبوه و مشتاقتر میشد. وارد حسینیه که شدیم، چشمها در انتظار و قلبها سرشار از تلاطم حضور “آقا” بود. لحظاتی بعد، او با صلابتی حیدری، همچون نگینی درخشنده، وارد شد. طنین شعارها و صلواتهای پرشور، فضا را آکنده کرد. اشک شوق در چشمانمان حلقه زد و قلبها با هیجانی وصفناپذیر به سینه میکوبید. سکوت حاکم شد و سخنران و مداح، با نوای گرم و پرشور خود، مجلس را منور ساختند. اما نگاهها همچنان به “آقا” و اشکهای فاطمیاش دوخته شده بود. با فرا رسیدن وقت نماز، به امامت آن پیر فرزانه، نماز جماعت را اقامه کردیم. تا آن زمان، هرگز شکوه، اقتدار، عظمت و بزرگی رهبری را از این نزدیک ندیده بودم.امروز، هنگامی که کتاب “هندسهی نبرد” را ورق میزنم، طنین دلنشین صدای او، با فراز و فرودهای کلامش، در گوشم میپیچد. آنجا که با اقتدار دشمن را خطاب قرار میداد و میفرمود: “دشمن بداند…” یا آن زمان که از عظمت و بزرگی ملت ایران سخن میگفت… همهی آن خاطرات، همچون فیلمی زنده، از جلوی چشمانم عبور میکنند. اما اکنون در غیاب آن حضور ظاهری، ما با همان کلمات و سخنانی که بر جای مانده، مأنوسیم؛ با همان یاد و روایتها ادامه میدهیم و از آنها نیرو میگیریم.
✍مریم قپانوری
