یک یادگاری
01 اردیبهشت 1405 توسط پاییزنوشت
یک یادگاری
مدت ها بود که ذهنش درگیر کار فرهنگی بود .دلش میخواست یک یادگاری از تجمعات شبانه برای کودکان کشور درست کند ، یک یادگاری ماندگار از جنس روحیه لطیف دخترکان و پسران مظلوم و به زیبایی رنگ آبی و صورتی مورد علاقه شأن.
هر دستبندی را که برمیداشت دلش قنج میرفت برای سه رنگ خوش رنگ پرچمش… ساخت دستبندها به قیمت هر بار فرو رفتن سوزن در دستش بود اما هر بار که کوک می زد با شوقی عجیب در چشمانش می گفت : خدا کند به دست هر کودکی که می رسد جز آینده سازان مملکت باشد…» چه دعای زیبایی ، مادر است دیگر از این بهتر نمی تواند دعا کند.
آینده سازان کوچکی که پرچم ایران را برای کفن خود برمی گزینند پس از سالها خدمت برای اسلام و ایران .
-فاطمه یحیی زاده بهجت پور
