ظهور
بهنام خدا
ظهور
زمانها گذشت و قلبم گواهی میدهد که به زودی میآیی. میآیی و آیینههای زنگار گرفته قرنها جهالت و خودکامگان را دوباره جلا خواهی داد. تو میآیی و قلبهای سیاه شده از بیخدایی را دوباره با حضور روشنی بخش خود نورانی خواهی کرد.
میآیی و دلم را خویشاوند تمام پنجرههای جهان میکنی. میآیی و چشمان جهان را به آبشار زلال معنویت پیوند میزنی. میآیی و فریادهای بیصدا مظلومین جهان را معنا میبخشی.
میآیی و گوش جهان را که از فریادهای گوشخراش شیاطین کفر و الحاد کر شده است، با زمزمه روح بخش محبتت نوازش میکنی. میآیی و شیاطین داخلی و خارجی روسیاه تر میشوند.
میآیی و من خوب میدانم که روزی از همین دریچه که سالهاست بسته مانده است، جوانهای خواهد رویید؛ جوانهای سبز که از خیال همیشه منتظر من به سمت آسمان های آبی حضور تو سر بر خواهد آورد.
میآیی و زمین و زمان به ناز قدوم شما رقص کوبان می شود. میآیی و شب و روزهای تار، با دستان پر مهر تو روشن میشود، بر منتظران واقعیات بتاب.
ای روشنی مهر پروردگار بر روی زمین! شوره زار خشک دل های خسته مان در انتظار نوازش نرم نگاه پر مهر توست!
سوار سبزپوش آرزوهای ما! روایت گر فتح و پیروزی مسلمانان! وارث بدر و حنین! ذوالفقار حیدر در دستان توست و نرمی کلام مصطفی از زبان تو جاری میشود.
یا حُجّةُ اللّه علی خلقه!
✍️سمیرااسماعیلی
