شور بالای پائینِ شهر!
شور و هیجان غیرقابل وصفی که در این نقطه از شهر وجود دارد، اکثر شبها ما را افطار خورده نخورده، از بلوار الغدیر کشانکشان میآورد به سمت میدان توحید.
نظر منِ شهرستانی را بخواهی، این مکانِ به اصطلاح پائینِ شهر، حالوهوایش تومنی صنار با خیلی طبقات فوقانی فرق دارد… البته که خدا به همهشان خیر دهد؛ همه پای کار انقلابند و ماجور انشاءالله؛ اما چه کنم، جنس میدانتوحیدی، تار و پودش خودمانی و خاکی است! خودِ خودِ خودش است. همان جنبوجوش خرید عید و داغی بازار را میشود در بین جماعت پای کار انقلاب دید که اینبار وسط معرکه خرجش میکنند! همانها که این ایام، شب و روزشان به هم دوخته شده و به اصطلاح از روزمرگی و کار و زندگی، افتادهاند وسط دامن انقلاب… بیاغراق، حتی “بزن که خوب میزنی"هایش هم خیلی خوب میزند! محکم و نقطهزن، در دل دشمن!
شوخی که نیست؛ حرف، حرف وطن است؛ هستی، خاک! وسط این هیاهو مگر میشود به فکر رنگ رُبان سبزهی عید و چند و چون سفرهی هفتسین بود، اما آن دم که به حریم مادرِ وطن تعرضی شده، شانه بالا انداخت و بیغم و بیاعتنا به رگِ گردن، کناری خزید و آسایشی فردی خرید؟!
شاید قیمت بعضی اجناس اینجا ارزان باشد؛ اما بهای شرف و غیرت گران است! نه خرید میشود، نه فروش! این، رجزی باشد به یادگار، به وقت پیکار، از منِ هفتپشت غریبه برای این مردم پایِ کار!
همانقدر که گلکاریهای معابر اینجا با آن بالاها فرق دارد و تفاوت از زمین تا آسمان است، گلکاشتنهای این چند روز مردم این منطقه وسط معرکه، در میادین اصلی شهر نیز کلی توفیر دارد!
کاش این نورهای اللهاکبری که از این جماعت به آسمان میرود، همچو شبتابهای تابستانی وسط بتههای گلسرخ برایمان نمایان میشد و با دیدنش دوچندان ذوق میکردیم… هرچند که در نبود قائدمان باران بهاریم؛ اما این باران از کوهی سرایز میشود که استوار ایستاده!
وَأَلْقَىٰ فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِکُمْ (نحل: 15)و نیز کوههای بزرگ را در زمین بنهاد تا زمین شما را به لرزه و اضطراب نیافکند.
با هر قدم در بین این جمعیت -که وصف عظیم هم برایش اقل است- واژه به واژهی کلام امام شهیدمان دربارهشان برایم زنده میشود و زیر لب صدقالله گویان حظّش را میبرم:
“در قم مناطق محرومی هستند با جمعیت زیاد، آن هم با مردمی عاشق و مشتاق انقلاب. همین منطقهی نیروگاه که گفتند، با همهی محرومیتهائی که دارد، مردم آنجا جزو مشتاقترین و علاقهمندترین مردم در جهت انقلاب و در جهت آرمانهای انقلابند؛ این را ما اطلاع داریم. (بیانات در دیدار مسئولان اجرائی استان قم، 1389/08/05)
اولین باری است که لحظهی سال تحویل، ایستاده گوشهی خیابان، بیاعتنا به عکسالعمل دیگران -چه موافق و چه مخالف- پرچم تکان میدهم و قرآن به دست یا مقلبالقلوب میخوانم. خدایا تو شاهدی که خوشترین احوالات عمرم را در بین جماعتی از امت واحده در کف خیابان سپری کردم و در آخرت، به مثقال و ذرهی خیر آن امیدوارم.
-سونیا سجادی