قرآنِ زیرِ آوار
روی عکس زوم میکنم. با چشم نوشتهی بالای صفحه را میخوانم؛ سورهی فتح 4٨. نگاهم روی تصویر میماند و فکرم درگیر جزئیات میشود. خیال از هر طرف توی ذهنم رژه میرود و داستان رج به رج بافته میشود. داستانِ این صفحه از قرآنِ زیرِ آوار؛ بیا تا برایت بگویم.
صبح بود و نور خورشید از پنجرهی کوچک آشپزخانه به داخل میتابید و ذرات گرد و غبار را در هوا میرقصاند. مادر با لبخندی ملایم مشغول آماده کردن صبحانهی دلخواهِ بچهها بود. کره و مربا برای حسینکوچولو. پنیر با چایشیرین برای زهراخانم. بوی نیمروی طلایی علیآقا هم فضای آشپزخانه را گرفته بود.
صدای خندهی بچهها هر از گاهی از پذیرایی بلند میشد. تلویزیون روشن بود و کارتون محبوبشان پخش میشد. مادر گاهی به بچهها نگاه میکرد و با صدای خندههایشان لبخندش پررنگتر میشد. با آرامش آمد و کنار بچهها سفره انداخت و آنها را به خوردن دعوت کرد.
خودش هم به سمت سجادهی پهن شده در کنج خانه رفت. قرآن را باز کرد. صفحه به صفحه ورق زد تا صفحهاش روی سورهی فتح ماند. این سورهای بود که این روزها تلاوت میکرد؛ برای پیروزی مومنان، برای پیروزی حق بر باطل.
صدای ضعیف و آرامبخشش به زمزمه میمانست، اما در دلش فریاد داشت:«إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا»¹. او با چشمانی مصمم و دلی آرام آیات را میخواند. گویا «السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ»² بر قلبش نازل شده بود. ناگهان صدای غرشی در آسمان شنیده شد. بچهها به سمت مادر دویدند. او در آغوششان کشید و زیر لب ذکر میگفت که بمبها فرود آمدند.
آنها رفتند تا «لِّیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَکَانَ ذَٰلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا»³ باشند. و سورهی فتحِ این قرآن زیر آوار، روی آیات آخر باز ماند تا به ما وعده دهد که «فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِکَ فَتْحًا قَرِیبًا»⁴.
و فتح واقعی فتحی از ایمان است. فتحی که هیچ بمب و جنگندهای نمیتواند آن را نابود کند.
پ.ن:
١. آیه ١، سوره فتح (ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم).
٢. آیه 4، همان (آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند).
٣. آیه 5، همان (مردان و زنان با ایمان را در باغهایی از بهشت وارد کند که نهرها از زیردرختانش جاری است، در حالی که جاودانه در آن میمانند، و گناهانشان را میبخشد، و این نزد خدا رستگاری بزرگی است).
4. آیه ٢٧، همان (فتح نزدیکی برای شما قرار داده است).
✍ 🏻فاطمه پیرمرادی